تبليغاتX
عاشقانه
عاشقانه

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

 

بتراش ای سنگ تراش

 

سنگی از معدن درد بهر مزارم بتراش

روی سنگ قبر من عکسی از

 چهره ی زیبای نگارم بتراش

بنویس ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش

بنویس تا بدونه عمرم رو دادم به پاش

 

رو نوشته های سنگ قبر من

 تو با خون جگرم رنگی بزن

در کنار دل صد پاره ی من

جلوه ای از یک دل سنگی بکن

سنگ تراش پایین این دل بنویس

عاشق زاری را کشته با جفاش

بس که روز و شب می جنگید با دلم

سایه ای از یه خروس جنگی بکن

 

روز آشنایی مون رو تن یه درخت پیر

  یار بی وفای من عکس دو تا دل و کشید

گفت یکی از این دلا فدای اون یکی میشه

        عاقبت کشت دلم رو تا که با آرزوش رسید  

بنویس ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش

نوشته شده در یکشنبه 1390/06/13ساعت 13:6 توسط mojtaba| |

سلام

امروز اولین سالروز تولد وبلاگمه گذشت یک سال به دوستانی که اشنا شدم

خودش یه نکته ی مثبت بود برای ادامه وبلاگ نویسی

افتخار بزرگی بود در خدمت شما بودن

امیدوارم از این به بعد بیشتر از هر زمان دیگه ای درخدمت شما باشم

 

 

تبریک دست خالی مرا با سخاوت بی حدت بپذیر

تولدت مبارک . . .

 

همیشه دنبال یه بهونه بودم که یه حرفی بهت بزنم

اما امروز خود بهونه اومده سراغم

سالگرد تولدت مبارک عزیزم

تولد بهونه من هم مبارک

دوستت دارم . . .

 

نوشته شده در سه شنبه 1390/06/08ساعت 14:40 توسط mojtaba| |

به مناسبت سی و چهارمین سالروز درگذشت دکتر علی شعریتی

دکتر علی شعریتی در سال ۱۳۱۲ شمسی در شهرستان مزینان

در استان خرسان متولد شد.

وی رای ادامه تحصیلات راهی پاریس شد و در انجا موفق به  اخذ

دکتری جامع شناسی شد.

در سال ۱۳۴۳ شمسی به ایران بازگشت  و بلافصله به خاطر  مبارزاتی که

علیه رژیم پهلوی  انجام داده بود  دستگیر و روانه ی زندان شد.

ایشان بعد از ازادی از زندان  ضمن اشتغال به تدریس، به سخنرانی و بحث،

به سخرانی های روشنگرانه همت گماشت.

در این زمان،شعریتی مبارزات  خود  را با برگزاری جلسات سخرانی  و بحث،

در حسینیه ارشاد ادامه داد.

و همین امر سبب دسگیری مجدد ایشان شد و پس از ازادی،

به لندن مسافرت کرد ود ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ شمی در ان شهر  به طرز مشکوکی درگذشت.

پیکرش را پس از چند روز به سوریه منتقل کرده و در زنبیه به خاک سپردند.

نوشته شده در یکشنبه 1390/03/29ساعت 13:42 توسط mojtaba| |

                                                 اس ام اس

 

 

وقتی که وفا قصه برف به تابستان است و محبت گل نایابیست به چه کسی باید گفت: با تو خوشبخت ترین انسانم

 

****************************************************************

**************************************************************** 

پرسيدم چرا دوستم داري؟ توي چشمام نگاه كرد وهيچي نگفت گفتم شايد واقعا دوستم نداره؟ وقتي رفت فهميدم دوست داشتن دل ميخواد نه دليل

 

****************************************************************

**************************************************************** 

وقتي كسي ناراحتت مي‌كنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه تا اخم كني، اما فقط 4 تا ماهيچه لازمه تا دستت رو دراز كني و بزني پس كله‌اش

 

****************************************************************

**************************************************************** 

دوست دارم بی آنکه بدانی همیشه به یادت هستم بی آنکه به یادم باشی همیشه همراهت هستم بی آنکه حضورم را احساس کنی دوستت دارم 

****************************************************************

**************************************************************** 

هيچ وقت آرزو نكن جاي كس ديگه اي باشي.چون اون وقت جاي تو توي دنيا خالي مي شه

****************************************************************

**************************************************************** 

اين دنياي كثيف لعنتي عشق هم دارد !!!! نمي بيني نام مجنون را بر بيدي نهاده اند كه بر سر هر خيابان با باد هر هوسي مي لرزد.

****************************************************************

**************************************************************** 

گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند... ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دوصد پیرایه بستند... از این مردم که تا شعرم شنیدند به رویم چون گلی خوشبو شکفتند... ولی آن دم که در خلوت نشستند مرا دیوانه‌ای بدنام گفتند

****************************************************************

**************************************************************** 

هيتلر به ناپلئون:ما براي شرف مي جنگيم ولي شما براي پول. ناپلئون:هرکسي براي چيزي که نداره ميجنگه

****************************************************************

**************************************************************** 

کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

****************************************************************

**************************************************************** 

دوست داشتن را بايد از دختر بچه ها ياد گرفت. آنها در مقابل محبتي كه به عروسك خود مي كنند از او انتظار محبت متقابلي ندارند آنها بدون هيچ توقعي

 

****************************************************************

**************************************************************** 

من منتظر دیدار تو هستم، سهل است بگویم که گرفتار تو هستم، من در پی این حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از منی و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

 

****************************************************************

**************************************************************** 

گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد

 

****************************************************************

**************************************************************** 

عده ي زيادي هستند كه منتظر خوشبختي هستن. اما غافل از اينكه قانون طبيعت برعكسه اينه. اين ”خوشبختيه“ كه منتظر ماست. زيرا ما خالق او هستيم

 

****************************************************************

**************************************************************** 

دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند

 

****************************************************************

**************************************************************** 

یادمان باشد خطوط قلبمان را زیاد اشغال نکنیم شاید خدا پشت خط باشد

 

****************************************************************

**************************************************************** 

ارزش تو به اندازه آن چيزي است که به آن دل مي بندي پس مواظب باش که به کمتر از بي نهايت عشق ، دلبند نشوي

 

****************************************************************

**************************************************************** 

ستاره پنج انتها داره...مربع چهار انتها داره...مثلث سه انتها داره...خط دو انتها داره...زندگي يك انتها داره ...خدا كنه منو تو مثل دايره بي انتها باشه

 

****************************************************************

***************************************************************

طرف  تو حج پرده کعبه رو گرفته بود مي گفت خدايا توبه ديگه براي غضنفر جک نمي سازم غضنفر زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم وره؟طرف داد ميزنه خدايا خاطره که مي تونم تعريف کنم؟

 

****************************************************************

**************************************************************** 

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد

 

****************************************************************

**************************************************************** 

چقدر سخته تو چشم هاي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زل بزني و به جايي که لبريز از کينه و نفرت بشي حس کني که هنوزم دوسش داري... چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده... چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي... چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه که هنوزم دوسش داري... چقدر سخته گل

 

****************************************************************

**************************************************************** 

زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود

 

****************************************************************

**************************************************************** 

من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي و گفتي:ميگ ميگ

 

****************************************************************

**************************************************************** 

بهتره ديگران از ما به خاطر آنچه که هستيم متنفر باشند تا اينکه مارو به خاطر آنچه که نيستيم دوست داشته باشن

 

****************************************************************

**************************************************************** 

تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد

****************************************************************

****************************************************************  

غضنفر يک چراغ قوه ساخته که با نور خورشبد کار مي کند

 

****************************************************************

**************************************************************** 

تست ادبیات:در جمله ی آرش بی تو سردمه نقش آرش چیست؟۱ـفاعل۲ـشوفاژ۳ـپتو۴ـبخاری

 

****************************************************************

**************************************************************** 

 وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي... و تو به من ميگي رنگين پوست؟

 

****************************************************************

**************************************************************** 

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدنن

****************************************************************

**************************************************************** 

ثمره عمر آدمي يك نفس است و آن نفس از براي يك همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يك نفس از براي عمري بس است

 

****************************************************************

****************************************************************

غضنفر میره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابای دختره شاكى ميشه ميگه: مردتيكه ي خر اين چيه؟ تركه:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست

 

****************************************************************

**************************************************************** 

اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي رنگين کمان من

وقت

****************************************************************

**************************************************************** ي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و خجالت ميکشي ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي... تو خودت هستي و هر کاري دوست داري ميکني 

****************************************************************

**************************************************************** 

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم

 

****************************************************************

**************************************************************** 

 

از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست . مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است

 

*****************************************************************

*****************************************************************

دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد

 

******************************************************************

******************************************************************

روز اول گل سرخي برام آوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم گل زردي برايم آوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم آوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

 

******************************************************************

******************************************************************

گاه آنكه ما را به حقيقت مي رساند ,خود از آن عاريست....زيرا تنها حقيقت است كه رهايي مي بخشد

نوشته شده در جمعه 1390/03/20ساعت 12:23 توسط mojtaba| |

Adoro Você!

عجب دختر خانوم با ادبی!

anjo anjinhos beijo beijando poema amor

زودتر کارتون رو تموم کنید تا جمع تون نکردن

amizade amor urso ursinho flor rosa

غافلگیری(سوپرایز)

urso ursinho amizade amor jesus maravilhoso

پس کجا میری؟

coracao coracoes amor abracos urso ursinho

قایم باشک

amizade amor desenho

شمارتون چنده؟

amor namorados amizade

به پای هم پیر شید

pernalonga coelho espanhol amor

تو رفتی قاطی مرغ ها

amor amo amar coração corações beijo beijando flor flores

amo amor corazon espanhol

؟؟؟

love amor urso ursinho rosa

خودم

نوشته شده در دوشنبه 1390/02/26ساعت 13:32 توسط mojtaba| |

عجیب و غریب | آبراهام لینکن و جان اف کندی

شاید این درسی از تاریخ باشد اما هنوز هیچ معلم تاریخی پیدا نشده که توضیح منطقی برایش پیدا کند. ... بین زندگی و مرگ دو رئیس جمهور اسبق آمریکا، یعنی `آبرهام لینکلن` و `جان اف کندی` شباهت هایی وجود دارد که بسیار بسیار عجیب است.

 

البته شاید معنا و مفهومی نداشته باشد ولی ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده.
شنیدن این وجه تشابهات خالی از لطف نیست ...

1. آبرهام لینکلن، در سال 1846 به کنگره امریکا راه یافت و جان اف کندی صد سال بعد یعنی در 1946!

2. لینکلن، در سال 1860 رئیس جمهور امریکا شد و کندی صد سال بعد یعنی در 1960!

3. هردو رئیس جمهور بر حقوق مدنی تاکید داشتند!

4. هردو رئیس جمهور پس از ورود به کاخ سفید فرزندی را از دست دادند!

5. هردو رئیس جمهور در یک روز جمعه و به ضرب گلوله به سرشان کشته شدند!

6. منشی لینکلن، "کندی" نام داشت و منشی کندی، "لینکلن"!

7. هردو رئیس جمهور به دست فردی از جنوب آمریکا کشته شدند!

8. هردو رئیس جمهور جانشینی بنام "جانسون" داشتند، "اندرو جانسون" که جانشین لینکلن شد در 1808 به دنیا آمده بود و "لیندون جانسون" که برجای کندی تکیه زد در صد سال بعد یعنی 1908!

9. قاتل لینکلن، "جان ویلکس بوث" و متولد 1839 بود در حالیکه قاتل کندی، "لی هاروی اسوالد" متولد صدسال بعد بود یعنی 1939!

10.هردو قاتل اسمی سه بخشی داشتند و هر اسم از 15 حرف تشکیل شده بود!

11.لینکلن در تئاتری بنام "فورد" به قتل رسید و کندی در اتوموبیلی بنام "لینکلن" که توسط کارخانه فورد ساخته شده بود!

12.لینکلن در یک تئاتر کشته شد و قاتلش پس از فرار، خود را در انباری مخفی کرد، کندی از انباری هدف گلوله قرار گرفت و قاتلش پس از فرار در یک تئاتر پنهان شد!

13."بوث" و "اسوالد" (قاتل ها) هردو قبل از محاکمه کشته شدند!

14."لینکلن"، یک هفته پیش از مرگش در شهر "مونرو" در "ایالت مریلند" بسر میبرد و "کندی" اوقات خود را با هنرپیشه ای بنام "مارلین مونرو" می گذراند! 

          منبع    http://www.1doost.com

نوشته شده در یکشنبه 1390/02/18ساعت 11:56 توسط mojtaba| |

انگار تموم دنیا  برام جهنم شده، خیلی دوست دارم از ادمهای اطرافت انتقام بگیرم دنبال یه راه میگردم اما انگار راهه دیگه ندارم.

تموم ادمهایی که ادعا میکردن هوام رو دارن یه دفعه پشتم رو خالی میکنن، اونی که دوسش دارم همیشه فکر میکردم بیشتر از خودم اون عاشقه منه جام رو با یکی دیگه عوض میکنه.

دوستایی که فقط تا موقع ای باهام بودن که به نفع شون بود.

به یه بن بست رسیدم هر چی فکر میکنم بیشتر مصمم میشم،دیگه تحمل ندارم فقط میخوام راحت بشم همین.

انگار همه چیز برام تکاریه دنبال یه فرصت میگردم تا کسی پیشم نباشه .

حالا توی خونه تنهام ، میرم حمام یه دوش میگیرم بهترین لباسم رو میپوشم خودم رو اماده میکنم،یه قلم با یه کاغذ ،مینوسیم، این رسمش نبود، کاری باهم کردید که قید همه چیز رو زدم به اون بی معرفت هم بگید بهت گفته بودم بعد از تو زندگی معنایی نداره

هر کاری میکنم نمیتونم جلوی اشکام رو بگیرم

اخرش ما که رفتیم رفتم تا از این جهنم به یه جهنم دیگه برسم

قلم و کاغذ رو میزارم یه گوشه ،میشینم روی مبل استین دست چپم رو میدم بالا تیغ رو که قبل اماده کردم بر میدارم اشکام امون نمیدن

اولی رو میکشم به یاد اون نامرد که گفت تا اخره عمرش به پای همه چیزم وایستاده

دومی رو میکشم به خاطر خانواده ام که همیشه با  من  جوری رفتار میکردن که انگار براشون اضافی بودم

سومی رو میکشم به خاطر رفقایی که فقط بلد بودن ادم رو تیغ بزنن وقتی مشکل داشتم جیم بزنن

چهارمی رو میکشم تا دیگه مطمعأ بشم برگشتی در راه نیست

بوی خون رو حس میکنم

هنوز اشکام ادامه داره منم کم کم توی مبل فرو میرم سرما رو حس میکنم  بدنم به لرزه می افته  خیلی دلم میخواد یه پتو روی خودم بندازم اما نای بلند شدن ندارم

عکسش جلوی چشامه میخوام نفرینش کنم اما چطوری میتونم کسی رو که تا مرز بی نهایت دوسش دارم نفرین کنم چشام تار میبینه، چشامو میبندم تا دوبار باز کنم عکسش رو ببینم اما ........

نوشته شده در سه شنبه 1390/02/06ساعت 12:2 توسط mojtaba| |

در ۲۱ سالگی در تجارت شکست خورد.

 

 

در ۲۲ سالگی در رقابت انتخاباتی شوارای شهر ناموفق ماند.

 

در ۲۴ سالگی در انتخابات مجلس پیروز نشد.

 

در ۲۶ سالگی همسر محبوب خود را از دست داد.

 

در ۲۷ سالگیبه نارحتیشدید عصبی مبتلا گردید.

 

در ۳۴ سالگی در مبارزه برای نمایندگی کنگره ناکام ماند.

 

در ۴۵ سالگی میخواست سناتور شود اما نشد.

 

در ۴۷ سالگی نتوانست به مقام معاونت ریاست جمهوری برسد.

 

در ۵۲ سالگی به عنوان رئیس جمهور امریکا انتخاب شد.

 

نام این مرد با اراده ،ابراهام لینکلن بود.

نوشته شده در چهارشنبه 1390/01/24ساعت 13:19 توسط mojtaba| |

من آمده ام واي واي ، من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام

اي دلبر من الهي صد ساله شوي
در پهلوي ما نشسته همسايه شوي
همسايه شوي كه دست به ما سايه كني
شايد كه نصيب من بيچاره شوي

من آمده ام واي واي، من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام

عشق آمد و خيمه زد به صحراي دلم
زنجير وفا فكنده در پاي دلم
عشق اگر به فرياد دل ما نرسد
اي واي دلم واي دلم واي دلم

من آمده ام واي واي من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام

بيا كه برويم از اين ولايت من و تو
تو دست منو بگير و من دامن تو
جايي برسيم كه هر دو بيمار شويم
تو از غم بي كسي و من از غم تو

من آمده ام واي واي من آمده ام
عشق فرياد كند
من آمده ام كه ناز بنياد كند
من آمده ام


 
نوشته شده در شنبه 1390/01/20ساعت 11:35 توسط mojtaba| |

 

این چن عکس متعلق به دهکده ی چوبی در نیشابور و ابشار شهر دررود 

 که واقعأ ابشار زیبایی داره

  http://s1.picofile.com/file/6482214284/20110322446.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482218308/20110322441.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482227362/20110322431.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482182092/20110321390_Copy.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482187122/20110322457.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482200200/20110322440.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482205230/20110322443.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482208248/20110322444.jpg  

http://s1.picofile.com/file/6482218308/20110322441.jpg


نوشته شده در چهارشنبه 1390/01/10ساعت 12:28 توسط mojtaba| |

 

صاحب باغ انگور وارد باغ شد و دید یک خرس و یک دزد مشغول خوردن انگور  هستند. 

صاحب باغ،دزد را گرفته به درخت بست و خرس را بیرون کرد  و چوب را  

برداشت که دزد را بزند. 

دزد گفت: 

چرا تبعیض قایل شدی؟ کاری به خرس نداری و مرا کتک می زنی؟ 

صاحب باغ جواب داد: 

برای اینکه خرس میخورد و می رود،اما تو میخوری و می بری.

نوشته شده در سه شنبه 1390/01/09ساعت 1:23 توسط mojtaba| |

سلام به همه ی دوستان

پیشاپیش عید باستانی نوروز رو به همه تون تبریک شاد باش عرض میکنم

 

امیدوارم در سال جدید به موفقیت ها زیادی دست پیدا کنیم و در اخر سال حسرت خرج شدن یک سال از حساب زندگیم رو نخوریم.

به امید سلامتی همهی شما ها

 و به امید ایرانی سربلند

به پیشواز عید نوروز میرویم

 

 

نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز

نوشته شده در یکشنبه 1389/12/29ساعت 19:22 توسط mojtaba| |

 

بیداری انی است،که تنها یک لحظه طول میکشد و دوباره به خواب می پیوندد. 

فاصله کوتاهی است که تولد و مرگ را از هم جدا میکند. 

جامه ای است یک لحظه روح جاودان با حقارت بر تن می پوشد. 

جرقه ای است که در تاریکی میدرخشد و ناپدید می گردد. 

برقی است که ازمیان ظلمت خارج  می شود و در اغوش  ظلمت فرو میرود. 

سرمایه ایست ناچیز، که دور زمان می سپارد و پس از اندک مدتی باز می ستاند. 

اسمی است که شایستگی احترامی را که به ان میگذارند ندارد.

نوشته شده در پنجشنبه 1389/12/26ساعت 10:56 توسط mojtaba| |

 

اواخر هفته پیش بود که از بانکی که برادرم اونجا یه حساب داشت با هاش تماس گرفتن گفتند شما از حسابتون برداشت کردید؟ 

برادرم هم گفت نه  

اول گفتم یک میلیون از حساب شما کم شده  در تماس دوم گفتن دو میلیون کم شده در تماس سوم گفتن سه میلیون 

برادرم ما هم که حساب به نامش بود موجودیش برای برادر بزرگم مجبور شد برای شکایت بره کاشمر خب این چند روزه منم مغازه رو دست تنها میچرخوندم برای همین فرصت سر زدن به نت رو نداشتم 

امروز صبح برادرم  از مسافرت برگشت منم راحت شدم 

 

داستان بانک 

برادر بزگترم حقوق خانومش رو  توی حساب قرض الحسنه پس انداز میکنه اما چون خودش نبود به نام برادر کوچیکه براش حساب باز میکنه 

هفته ی پیش شخصی به نام داداش من میره حساب رو خالی میکنه  دو روز بعد رئس بانک نسبت به خالی شدن تمام مجودی شک میکنه  و برای همین با برادرم تماس میگیره  اونم ابراز بی اطلاعی میکنه 

کارمد باجه بدون گرفتن کارت شناسائی معتبر هم مقصر اصلی میشه 

 وقتی کار به اگاهی میرسه و از تصاویر بانک عکس طرف مقابل رو پیدا میکنن بعد از 3 روز اون شخص رو شناسایی میکنن  

و اقا توی اعتراف میگه که از خونه ی خاله مون سرقت کرده یه چند تا انگشتری هم کش رفته و خاله ی ما هم متوجه نشده بود 

و اگه رئیس بانک مشکوک نمیشد باید قید اون حساب رو میزدیم و اقا دزده هم که کارگر همون ساختمون خاله ام بود شناسایی نمیشد

نوشته شده در دوشنبه 1389/12/23ساعت 10:0 توسط mojtaba| |

یه آینه از لجن پر از چهره های طاعونی ... 
 یه سبد چشای کنده شده تو دستایی خونی
بدن ها بی سر و گردن و هق هق فواره ...  
شلاق داغ و چماق و بند و استفراغ خونی
یه ستاره آویزون به دار دوباره ... 
 یه خورشید که خاموش میشه با حکمی آسمونی
زنایی که آویزونن ازسینه هاشون به سقف ...  
مردایی با بیضه هایی بریده شده تو جوونی
بوی حشیش و شیره پخش از حاشیه های شهر ...  
صدای ضجه زنجیر آدمای زندونی
و رهبری که خطبه میخونه از دنیایی بهتر ...  
و مردمی خیره به آسمون با صورتایی استخونی
کمرها خمیده رنگ صورتاشون پریده ...  
پدری گریونه کی سینه ی دخترشو دریده؟
تموم محله های شهر جلجتا شدن ...  
مسیح در نام پدر آدما رو به صلیب کشیده
میدون شهر پر از دست و پاهای بریده ...  
حاکم هر چی اوباش و جانی و قاتل و خریده
نفسا حبسه تو سینه از ترس شقه شدن ...  
کسی اینجا کسی رو جز جلاد آزاد ندیده
ولی من خط بطلانم ببین زبون سرخ و ...  
سرم سبز و مث سرو و ببین تنم سفیده
ببین معجونی از کوه و عقاب و آهن و سنگم ...  
این آخرین زمانه زمان آخرم رسیده
توی شهر ما قلبا رو دارن ...  
توی شهر ما خنجر می کارن
تو وجودت نجس می کنه زمین و هوا رو ...  
صورتت سیاه میکنه تموم آینه ها رو
بکشم وسط مث تو بازم پای خدا رو ...  
به گوه میکشی تو شعر و کلمه ها رو
تو کوتاهی با قد خودت می سنجی آدما رو ...  
با خط کش شکستت می گیری فاصله ها رو
که از چاله به چاه میبری قافله ها رو ...  
عفونت لزجی که میسوزونه لاپا رو
خشم حمق بی عمقی که داره میکنه ما رو ...  
نماد موش و دم و سوراخ و دسته ی جارو
تو تو خلسه ای نشئه از قدرتی و می خندی ...  
منم اونکه میخواد جر بده چرت قصه ها رو
این یه سیل که آروم نمیشه چشاتو واکن ... 
 ببین رد خط میلیونی خاشاک و خارو
بگیر و ببند و بزن بکش بدر و بدزد ...  
ببین میشه بازم پاک کنی حافظه ها رو
تنها رسم تو و تبار تو سهراب کشیه ...  
زمین چطور از یاد ببر خون ندا رو
تا وقتی خون تو رگامون نعرمون بلند ... 
 تا کی میشه آخه خفه کنی حنجره ها رو
که از هر قطره خون یه زن و هر کلمه یه مرد ... 
 جاریه ساریه کاریه بگو آقا رو
که مملکت با کفر می مونه اما نه با ستم ...  
این اول کار بشین بشمر حادثه ها رو


 

نوشته شده در چهارشنبه 1389/12/11ساعت 14:10 توسط mojtaba| |

بعد از یه مدت بیماری (سرماخوردگی شدید) امروز حالم یکم بهتر شده

الان هم دارم دوران نقاهت رو میگذرونم

کم بیش یه سر میزدم اما حالم برای گذاشتن پست جدید مساعد نبود

حالا هم گفتم بهتر یکم درباره سرما خوردگی بنویسم

بیش از ۰/۹۰ درصد شیوح سرما خوردگی به دلیل ویروس البته هوای سرد روی سیستم دفاعی بدن هم تاثیر داره

اینکه میگن هوا سرد بیرون نرو یکم بزرگ نمایی درباره سرما خوردگی ازهوای سرده

توی محیط ها بسته امکان سرما خوردگی چندین برابر محیط های بسته است چون ناقل بیماری که یک نوع ویروس است میتواند از طریق مکانی  که فرد مبتلا به ان دست زده باشد مثل گوشی تلفن به شخص دیگری که از همان تلفن استفاده میکند  انتقال دهد.

بیماری سرما خوردگی از جمله بیماری هایست که میتواند در سال چندین مرتبه یک نفر را الوده کند 

طول درمان بیماری هم از دو روز تا چهار روز است اگه بیشتر از این ادامه داشت حتمأ باید به پزشک مراجه کرد.

سوپ ،شلغم،سبزیجات،لبنیات،لیمو شیرین در درمان سرما خوردگی تاثیر گذار است

اجیل ،خوراکی های ترش مزه،شیرین ها ،غذاهای پر چرب و سرخ کردنی هم برای درمان سرما خورگی هم مضرر هستند.

با کمی رعایت بهداشتا فردی میتوان از انتقال بیماری به دیگران و خود جلو گیری کرد.

نوشته شده در پنجشنبه 1389/12/05ساعت 13:29 توسط mojtaba| |

از وقتی سر و کله ی ولیاتین پیدا شد روز هم به نام عشاق ایرانی قرار گرفت به نام (سپندارمذگان)

خب این خیلی خوبه که بلاخره توی این مملکت یه بار هم روابط پسر و دختر رو پذیرفتند البته هیچ کسی مدعی این نیست که همچین روز در ایران باستان وجود نداشته ،مسله اینجاست چرا بعد از جهانی شدن روز ولیتاین یادمون افتاد که همچین روزی هم در ایران باستان بود کسی جواب این سوال رو میدونه؟

کسائی که ولیتاین رو تهاجم فرهنگی میدونند اینو هم بدونن که ولیتاین روز عشاق روز دوست داشتن چه ایرادی داره توی یه روز که تمام دنیا اون رو پذیرفته جوانان ایران هم به هم ابراز علاقه کنن این ایراد داره؟

من سوالم اینه که چرا وقتی روز عشاق ایران باستان رو داشتیم بعد از ولیتاین باید مطرح بشه نه قبلش؟

نکنه مثل همیشه خوابمون برد چرا قبلأ در مورد این موضوع صحبت نشده بود چرا این روز مثل روز نهم دی سال گذشته توی تقویم نام گذاری نکرده بودن

جوانا هم وقتی خلأ این روز رو  توی ایران دیدن به ولیتان روی اوردنند 

 در کشوری که اگه یه دختر و پسر در پارک با هم حرف بزنن جرم مسوب میشه توقع بیشتر از این هم نمیشه داشت در کشوری که روابط بین پسران و دختران رو تهاجم فرهنگی مینامند یا اون رو انکار میکنن چه جوری میشه که یه روز رو اختصاص بدن به روز عشاق ایرانی

من ارزو داشتم که کاش روز سپندارمذگان را رو زودتر از روز ولیتاین مطرح میکردیم و شاید دنیا به جای ولیتاین میگفت سپندارمذگان

 

کاش هر روزمان سپندارمذگان یا ولیتاین بود

کاش هر روز رو برای ابراز عشق به معشوقه مون رو از دست نمیدادیم

نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت 12:15 توسط mojtaba| |

 

من نمیدونم کی ولیتان رو مد کرد ولی اگه دستم بهش برسه کله اش رو میکنم یعنی چی روز عشق نکنه توقع داره پسر و دختر باهم برن بیرون بعد بچه های ارشاد هم  امر به معروف نهی از منکر کنن  مگه اینجا ایالات متحده است که پسر و دختر هر کاری دلشون خواست بکنن، با هم برن بیرون اره دیگه دوره ی اخر زمان رسیده  

یعنی چی دختره به پسر میگه دوست دارم این عین جمله شیطانه خدایا توبه توبه 

 

دختره خجالت نمیکشه میخنده و پسره چه قدر بی حیاست که به دختر میگه چقدر خنده هات زیباست  اون خندید تو چرا نگاه کردی پرو  

یادتون نره که شیطان در کمین جوانان ماست  

البته شیطان بزرگ (امریکاه سابق) از طریق همین مسایل به ما حمله ور میشه تهاجم فرهنگی پس روز ولیتان دست از پا دراز کنید خودتون میدونید منو باتوم تازه برقیش هم رسیده حالا ببینم جرات دارید ابراز علاقه به دوست دختر یا دوست پسرتون کنید



جدایی از شوخی بچه هایی که قصد خرید دارن بد نیست که یه سری به مسجد شاه بازار بزنن و از در شرقی برن بازار بین الحرمین  یه چند تا مغازه هست که برای کادوئی گرفتم مناسبه شما میتونید با یکم سوم قیمت همون کلا مورد نظر رو خرید کنید.
نوشته شده در شنبه 1389/11/23ساعت 11:46 توسط mojtaba| |

حتمأ از میدان حر رد شدید میدان تقاطه خمینی و کارگر

مجسمه میدان حر

 

به اون مجسمه دقت کردید که چه مفهومی داره؟

از اکثر مردم بپرسید  این منظور این مجسمه چه کسی هست میگن خب متعلق به حر یکی از یاران امام حسین(ع) در کربلاست البته این اسم میدان هم بی تاثیر نیست

حالا حر چه ربطی به اژدها داره؟

جوابش ساده است

ما در کشوری هستیم که هیچ اهمیتی برای داستانها و افسانه ها و تاریخ کهن باستان فبل از ظهور اسلام  وجود نداره مگه همین کورش کبیر اولین و بزرگترین امپراطوری جهان از ایران نیست پس چرا هیچ جایی اسمی ازش نیست نه خیابانی و نه میدانی کسی که اولین منشور حقوق بشر رو برای ملت مینویسه  در حالی که بیشتر ملل ان زمان حتی نوشتن هم بلد نبودن

خب حتمأ این روزها درباره بازی گرشاسب شندید

گرشاسب فرزند زو پادشاه ایران بوده و یکی از پهلوانان باستانیه ایران

خب گرشاسب چه ربطی به میدان حر داره ؟

اون مجسمه ی بالای میدان حر متعلق به کسی نیست جز گرشاسب امیدوارم حالا از اونجا رد میشید بدونید که مفهوم اون مجسمه چیست.

نوشته شده در یکشنبه 1389/11/17ساعت 12:13 توسط mojtaba| |

خدمت همه ی دوستان عرض کنم به دلیل مشکلات

 کلان فنی یه چند وقتی از نت دور هستم

 یه وقت فکر نکنید قصد و قزضی در کاره

 امیدوارم به بزرگی دلتون ازم دلخور نشید

نوشته شده در جمعه 1389/11/15ساعت 15:4 توسط mojtaba| |

اخه چرا بعضی ها فکر نمیکنن حرف میزنن اخه به من چه طرف قبل از حرف زدن فکر نمیکنه از قدیم گفتن که اگه میخوای چیزی بگی قبلش فکر کن داستان از این قرار که:

یکی از رفقا با نامزدش بحث میکنه چون زمان زیادی هم تا تاریخ عروسی نمونده ما تصمیم میگیریم  این دو مرغ عشق رو با هم اشتی بدیم منم که عاشق نقش مثبت بازی کردن هستم

بعد از قرار گذاشتن  توی رستوران من هم با دوستم میرم

 فقط برای همراهی با دوستم

پیش خودمون گفتیم اینا حرف خصوصی دارن بهتر که من نباشم

رفتیم طرف مقابل نشستیم  صحبت هاشون رو زدن

 با هم اشتی کردن منم که واسطه بودم از این عمل

خیر خوشحال شده بودم

رفیق ما توی راه با نامزدش صحبت میکنه میرسه به این حرف

 میگه واقعا اگه تو منو تنها بزاری اونوقت من کدوم  خری رو

 گیر بیارم که جات رو بگیره

خب منم خنده ام گرفت خدایش ضایع گفت من چه کار کنم 

نوشته شده در شنبه 1389/11/02ساعت 12:4 توسط mojtaba| |

دو خط موازي متولد شده اند. پسركي در كلاس درس آنها را روي كاغذ كشيد .
آن وقت دو خط موازي چشمانشان به هم افتاد و در همان يك نگاه قلبشان تپيد و مهر يكديگر را در سينه جاي دادند. خط اولي نگاه پرمعنا به خط دومي كرد و گفت : ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم .... خط دومي از هيجان لرزيد!
 خط اولي : .... و خانه اي داشته باشيم در يك صفحه دنج كاغذ . من روزها كار مي كنم . مي توانم خط كنار جاده اي متروك شوم ... يا خط كنار يك نردبان ...
خط دومي گفت : من هم مي توانم خط كنار گلدان چهارگوش گل سرخ شوم . يا خط كنار يك نيمكت خالي در يك پارك كوچك و خلوت ! چه شغل شاعرانه اي .... !
در همين لحظه معلم فرياد زد : « دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند و بچه ها تكرار كردند !

 

                               (منبع انجمن دانش آموزان مجتمع آموزشی شهید بهشتی هامبورگ)

نوشته شده در پنجشنبه 1389/10/30ساعت 11:9 توسط mojtaba| |

سلام به همه ی دوستان  

یه دو سه روزی رفتم مسافرت جاتون خالی خوش گذشت طبق معمول  

رفتم کاشان و نیاسر  چه برفی اومده بود حتی ماشین هم توی 

 برف گیر کرده بود مجبور شدم که از زنجیر چرخ استفاده کنم اما 

 چون دقیق بلد نبودم به هیچ دردی نخورد مجبور شدم  

بدون زنجیر 

 حرکت کنم خب اونم یه روش دیگه داره مثلا بجایب دنده یک  

از دنده ی دو استفاده کردم بجای ترمز از ترمز دستی استفاده  

کردم یا وقتی عقب ماشین به طرف راست منحرف میشه باید  

فرمان رو هم به طرف راست بگیریم وگرنه اگه بطرف مخالف بگیری 

 ماشین قفل میکنه  حالا یه قسمتی رو فیلم گرفتم که فردا  

میزارمش  حالا یه دو سه تایی عکس براتون میزارم تا فردا  

فیلم رو براتون بزارم فعلا هم بای 

http://s1.picofile.com/file/6281497982/100_0305.jpg 

http://s1.picofile.com/file/6281505030/100_0284.jpg 

http://s1.picofile.com/file/6281514084/100_0295.jpg 

خب چون حجم عکسا بالا بود همین سه تا رو گذاشتم

نوشته شده در دوشنبه 1389/10/27ساعت 12:43 توسط mojtaba| |

در پست قبلیم سخنی از دکتر شعریتی نقل کردم که تمامیه

 دوستان این گفته ی دکتر رو قبول دار اما من بگم که

 زبان فقط بیان کننده ی افکار و خواسته ها و احساساته

 پس به هر زبانی باشی میتونی حرف خودت رو بزنی

 ولی چیزی که امروزه ماها باش سرو کله میزنیم

 مشکل زبان نیست مشکل افکار افکاری که وارده یه جامه میشه باید

 در جهت منافع  ملت باشه اما در ایران منافع شخص

 مد نظره نه ملت و این همان افکار غلته که ایران رو

 به این روز انداخته این همان مرضیه که کشور ما رو فلج کرده

 نه زبان این ما مردم هستیم که کشور رو به این روز انداختیم

 نه ملت دیگه ای ما مشکل فکر داریم نه مشکل زبان

 وقتی اندیشه ی ما به نفع منابع ملت نباشه اون ملت محکوم

 به شکسته و یادمان باشد که ملت حسابی جدا از دولت دارد

 اما دولت مردان از همین افراد ملت هستن..!

و بعد این جامعه تبدیل میشه به یه جهنم زمینی

جهنمی که ما برای خودمون درست میکنیم

خدا نکنه اما میشه

و من فقط میتونم به این امیدوار باشم که اون کسی که منجی

بشیریت میگیم بیاد ما رو از این جهنم نجات بده

نوشته شده در یکشنبه 1389/10/19ساعت 12:23 توسط mojtaba| |